پوریا افخمی

تازه‌های سینما

تازه‌های سینما

اخبار روز سینمای جهان، جشنواره‌های معتبر و تازه‌ترین ساخته‌های کارگردانان مطرح هالیوود و بین‌المللی — گردآوری، ترجمه و بازنویسی به فارسی توسط پوریا افخمی. این صفحه مدام به‌روزرسانی می‌شود.

هفتادمین جشنواره فیلم لندن با «اِلسینور» و تمجید از اندرو اسکات گشایش یافت
جشنواره۱۵ مهر ۱۴۰۵

هفتادمین جشنواره فیلم لندن با «اِلسینور» و تمجید از اندرو اسکات گشایش یافت

هفتادمین دوره جشنواره فیلم BFI لندن با نمایش اروپایی فیلم «اِلسینور» آغاز به کار کرد؛ اثری که تماشاگران را به گریه انداخت اما با تشویق‌های پرشور از بازیگر نقش اصلی، اندرو اسکات، همراه شد.

هفتادمین جشنواره فیلم BFI لندن روز چهارشنبه با نمایش اروپایی فیلم «اِلسینور» رسماً افتتاح شد. این رویداد سینمایی معتبر، که همواره میزبان آثار برجسته و کارگردانان صاحب‌نام بوده، امسال با فیلمی آغاز شد که توانست در همان دقایق ابتدایی، احساسات تماشاگران حاضر در رویال فستیوال هال را به شدت تحت تأثیر قرار دهد. «اِلسینور» که به نظر می‌رسد اثری تأثیرگذار و عمیق است، در پایان نمایش خود، اشک‌های بسیاری را از چشمان حاضران جاری ساخت. اما این فضای عاطفی بلافاصله با موجی از تشویق‌ها و ابراز احساسات گرم برای بازیگر نقش اصلی، اندرو اسکات، جایگزین شد. این استقبال پرشور نشان‌دهندهٔ تأثیرگذاری عملکرد اسکات در این فیلم و محبوبیت او در میان مخاطبان است. منبع خبر، ورایتی، به این نکته اشاره کرده که لحظاتی پس از جاری شدن اشک‌ها، با ظاهر شدن نام اندرو اسکات بر روی صحنه، سالن غرق در تشویق شد. این اتفاق، جو جشنواره را از یک فضای دراماتیک و احساسی به یک جشن برای سینما و هنرپیشگی درخشان تغییر داد و گشایش خاطره‌انگیزی را برای هفتادمین دوره این جشنواره رقم زد. جشنواره فیلم لندن همواره به عنوان یکی از مهم‌ترین رویدادهای سینمایی در اروپا شناخته می‌شود و انتخاب «اِلسینور» برای افتتاحیه، انتظارات را از برنامه‌های امسال بالا برده است.
به قلم پوریا افخمیمنبع: Variety
دواین پرکینز، ستاره «بلکنینگ»، با «به خدا ما دوستیم» به یوتیوب می‌آید؛ یک «اسکیت‌کام» خلاقانه
سریال۱۵ مهر ۱۴۰۵

دواین پرکینز، ستاره «بلکنینگ»، با «به خدا ما دوستیم» به یوتیوب می‌آید؛ یک «اسکیت‌کام» خلاقانه

دواین پرکینز، کمدین و بازیگر شناخته‌شده، سریال دیجیتال جدید خود با نام «به خدا ما دوستیم» را به صورت مستقل و اختصاصی از طریق یوتیوب منتشر می‌کند؛ یک «اسکیت‌کام» شش قسمتی که ادای احترامی به سریال‌های محبوب تلویزیونی است.

دواین پرکینز، چهره‌ای که با نقش‌آفرینی‌های خود در آثاری چون «بلکنینگ» (The Blackening) و «استودیو» (The Studio) مورد توجه قرار گرفته است، در تازه‌ترین پروژه خود به سراغ ساخت و انتشار یک سریال دیجیتال رفته است. این کمدین خلاق، مجموعه شش قسمتی جدید خود با عنوان «به خدا ما دوستیم» (I Swear We're Friends) را در پاییز امسال به صورت مستقل و انحصاری از طریق پلتفرم یوتیوب در دسترس علاقه‌مندان قرار خواهد داد. این «اسکیت‌کام» (Skitcom) که ترکیبی از اسکیچ‌های کمدی و قالب سیت‌کام است، توسط خود پرکینز به عنوان «نامه عاشقانه‌ای به تلویزیون» توصیف شده است. هر یک از اپیزودهای این سریال از یکی از مجموعه‌های تلویزیونی محبوب و خاطره‌انگیز الهام گرفته شده است. این رویکرد خلاقانه به پرکینز اجازه می‌دهد تا با ادای احترام به ژانرها و سبک‌های متفاوت، به مخاطبش تجربه‌ای نو و در عین حال آشنا ارائه دهد. این پروژه نشان‌دهنده گرایش بیشتر هنرمندان به استفاده از پلتفرم‌های دیجیتال برای بیان ایده‌های مستقل و غیرمتعارف است. بر اساس اطلاعات منتشر شده، لیست سریال‌هایی که هر قسمت «به خدا ما دوستیم» از آن‌ها ایده گرفته، شامل عناوین برجسته‌ای است. «دوست‌دخترها» (Girlfriends)، «جانشینی» (Succession)، «۲۴»، «همسر و فرزندانم» (My Wife & Kids) و «افسون‌شده» (Charmed) از جمله این مجموعه‌ها هستند. این طیف وسیع از ژانرهای درام، کمدی، اکشن و فانتزی نشان‌دهنده جاه‌طلبی پرکینز در ترکیب عناصر مختلف و خلق اثری منحصربه‌فرد است. این ابتکار نه تنها فرصتی برای خلاقیت فردی پرکینز فراهم می‌کند، بلکه می‌تواند الگویی برای دیگر هنرمندان مستقل باشد تا آثار خود را بدون اتکا به استودیوهای بزرگ، مستقیماً به مخاطبان برسانند.
به قلم پوریا افخمیمنبع: Variety
صنعت سینما۱۵ مهر ۱۴۰۵

ادغام HBO Max و پارامونت+؛ معمای سرنوشت دیسکاوری پلاس چه خواهد شد؟

در پی گمانه‌زنی‌ها درباره ادغام احتمالی HBO Max و پارامونت پلاس، ابهامات زیادی پیرامون جایگاه پلتفرم دیسکاوری پلاس و آینده آن در صنعت پرهیاهوی استریمینگ مطرح شده است.

صنعت استریمینگ در سالیان اخیر شاهد رقابتی نفس‌گیر و تغییرات ساختاری عمده‌ای بوده است. در همین راستا، اخباری مبنی بر گفتگوها برای ادغام دو غول محتوایی، یعنی HBO Max (متعلق به وارنر براس دیسکاوری) و پارامونت پلاس (متعلق به پارامونت گلوبال)، در حال چرخش است که می‌تواند چشم‌انداز این بازار را دگرگون سازد. این ادغام بالقوه، که در صورت تحقق، یک ابرپلتفرم با کاتالوگی وسیع و متنوع را پدید خواهد آورد، توجه بسیاری از تحلیلگران و مخاطبان را به خود جلب کرده است.,در میان این بحث‌های داغ و تحلیل‌های گسترده درباره پیامدهای چنین ادغامی بر رقابت، محتوا و قیمت‌گذاری، یک پرسش کلیدی در هاله‌ای از ابهام باقی مانده است: تکلیف دیسکاوری پلاس چه می‌شود؟ این پلتفرم که عمدتاً بر محتوای واقع‌گرایانه و مستند تمرکز دارد و پیش از این نیز با HBO Max در وارنر براس دیسکاوری هم‌خانواده بوده، در معادلات فعلی کمتر مورد بحث قرار گرفته است.,سکوت خبری درباره دیسکاوری پلاس در حالی است که این پلتفرم خود بخشی از استراتژی وارنر براس دیسکاوری برای ارائه محتوای متنوع بوده است. با توجه به اینکه منابع خبری مانند The Hollywood Reporter نیز صرفاً به احتمال ادغام HBO Max و پارامونت+ اشاره می‌کنند، به نظر می‌رسد آینده دیسکاوری پلاس یا به عنوان یک سرویس مستقل باقی خواهد ماند، یا محتوای آن به طور کامل در پلتفرم جدید ادغام خواهد شد، یا حتی ممکن است سرنوشتی نامعلوم‌تر در انتظارش باشد. این معما، در کنار سایر جزئیات این ادغام بزرگ، از نکات قابل‌تامل و بحث‌برانگیز در صنعت سینما و تلویزیون است که نیازمند شفافیت بیشتری از سوی مدیران این شرکت‌هاست.
به قلم پوریا افخمیمنبع: The Hollywood Reporter
فیلم۱۵ مهر ۱۴۰۵

کاترین هاردویک کارگردان وسترن زن‌محور «رودخانه آمریکایی» شد

کاترین هاردویک، کارگردان مطرح فیلم «گرگ و میش»، برای کارگردانی وسترن زن‌محور «رودخانه آمریکایی» از استودیوی برونته انتخاب شد که تولید آن در سال ۲۰۲۷ در استرالیا آغاز خواهد شد.

کاترین هاردویک، کارگردان سرشناس هالیوود که بیشتر با ساخت فیلم پرفروش «گرگ و میش» (Twilight) و آثار مستقل تحسین‌شده‌ای چون «سیزده» (Thirteen) شناخته می‌شود، سکان هدایت پروژه وسترن جدید استودیو برونته با عنوان «رودخانه آمریکایی» (American River) را به دست گرفت. این خبر، نویدبخش اثری متفاوت در ژانر وسترن است که تمرکز خود را بر روایت‌های زنانه می‌گذارد؛ رویکردی که می‌تواند جان تازه‌ای به این ژانر کلاسیک سینما ببخشد. تولید این فیلم جاه‌طلبانه قرار است در سال ۲۰۲۷ میلادی و در لوکیشن‌های کشور استرالیا آغاز شود. انتخاب استرالیا به عنوان محل فیلمبرداری، با توجه به چشم‌اندازهای وسیع و بکر آن، می‌تواند به خلق فضایی بصری منحصربه‌فرد برای این وسترن کمک کند. در حال حاضر، تیم قدرتمندی مسئول انتخاب بازیگران پروژه هستند؛ لیزا بیچ و سارا کاتزمن، دو مدیر باسابقهٔ انتخاب بازیگر که کارنامهٔ درخشانی دارند، عهده‌دار این مهم شده‌اند تا بهترین ترکیب بازیگران را برای این روایت زن‌محور گرد هم آورند. تهیه‌کنندگی «رودخانه آمریکایی» را بلیک نورثفیلد و میشل کروم از استودیوی برونته، به همراه شان گودمن، بر عهده خواهند داشت. با توجه به سابقهٔ هاردویک در کارگردانی درام‌های شخصیت‌محور و توانایی‌اش در پرداختن به موضوعات چالش‌برانگیز، انتظار می‌رود «رودخانه آمریکایی» فراتر از یک وسترن صرف باشد و به لایه‌های عمیق‌تری از تجربه‌های زنانه در محیطی خشن وسترن بپردازد. این پروژه می‌تواند یکی از آثار برجستهٔ آینده در ژانر وسترن باشد که با نگاهی تازه به این گونه سینمایی می‌پردازد.
به قلم پوریا افخمیمنبع: The Hollywood Reporter
سریال۱۵ مهر ۱۴۰۵

میکو مارتینو و رویای نقش‌آفرینی در رقابت‌های ورزشی: از «خدمه کشتی» تا «رقابت داغ» زنانه

میکو مارتینو، ستاره نوظهور سریال «خدمه کشتی»، با پیشینه ورزشی خود، از آرزویش برای ایفای نقش در یک درام ورزشی زنانه و پرشور سخن گفت، ایده‌ای که می‌تواند افق‌های تازه‌ای در سینما بگشاید.

میکو مارتینو، بازیگر ۲۲ ساله سریال مورد انتظار «خدمه کشتی» (Crew Girl)، در مصاحبه‌ای با هالیوود ریپورتر، نه تنها درباره چالش‌های فیزیکی این نقش از جمله تمرینات فشرده قایقرانی و مثلث‌های عشقی سریال صحبت کرده، بلکه به علاقه‌اش برای ایفای نقش در آینده پرداخته است. مارتینو که از کودکی به طور جدی به ورزش‌هایی چون هاکی و ژیمناستیک مشغول بوده، بر این باور است که پیشینه ورزشی‌اش می‌تواند به او در خلق شخصیت‌هایی عمیق و پویا کمک کند. این بازیگر جوان با اشتیاق از رویای خود برای ایفای یک نقش ورزشی در آینده سخن به میان آورد و به طور خاص به یک «نسخه زنانه از رقابت داغ (Heated Rivalry)» اشاره کرد. اشاره او به این اثر، که به احتمال زیاد اشاره‌ای استعاری به درام‌های ورزشی با رقابت‌های شدید و روابط پیچیده است، نشان‌دهنده علاقه او به ترکیب اکشن ورزشی با عمق دراماتیک است. این رویکرد می‌تواند برای سینمای امروز که به دنبال شخصیت‌های زن قدرتمند و چندوجهی است، بسیار جذاب باشد. تلفیق تجربیات ورزشی واقعی یک بازیگر با نیازهای داستانی، پتانسیل بالایی برای خلق پرفورمنس‌های واقع‌گرایانه و باورپذیر دارد. مارتینو با این ایده، نه تنها به دنبال نمایش قدرت فیزیکی خود است، بلکه می‌خواهد ابعاد احساسی و روان‌شناختی رقابت و موفقیت ورزشی را نیز به تصویر بکشد. این نوع نقش‌آفرینی می‌تواند به شکستن کلیشه‌های رایج در مورد شخصیت‌های زن در فیلم‌های ورزشی کمک کند و تصویری پیچیده‌تر و الهام‌بخش‌تر ارائه دهد. با توجه به گرایش روزافزون صنعت سینما به داستان‌های اصیل و قدرتمند با محوریت شخصیت‌های زن، علاقه مارتینو به چنین پروژه‌هایی می‌تواند زمینه‌ساز همکاری‌های هیجان‌انگیزی در آینده باشد. حضور بازیگرانی با پیشینه ورزشی قوی، علاوه بر افزایش اعتبار فیلمنامه، می‌تواند به جلب مخاطبانی که به دنبال تجربه‌های سینمایی معتبر و پرشور هستند، کمک شایانی کند.
به قلم پوریا افخمیمنبع: The Hollywood Reporter
فیلم۱۵ مهر ۱۴۰۵

بازگشت پرکار ملکه جیغ: جسیکا روث از فیلم‌های ترسناک جدیدش و آینده «روز مرگت مبارک ۳» می‌گوید

جسیکا روث، ستارهٔ فیلم‌های موفق «روز مرگت مبارک»، در گفتگویی با هالیوود ریپورتر، دربارهٔ حضور پررنگش در پنج پروژهٔ جدید ژانر وحشت صحبت کرده و از هیجان‌انگیزترین بودن این ژانر در سینمای امروز سخن گفته است.

جسیکا روث، بازیگر شناخته‌شده‌ای که با نقش‌آفرینی‌های کمدی-ترسناک خود در مجموعه فیلم‌های «روز مرگت مبارک» (Happy Death Day) به شهرت رسید، این روزها به یکی از پرکارترین چهره‌ها در ژانر وحشت تبدیل شده است. این بازیگر جوان در مصاحبه‌ای با هالیوود ریپورتر، با اشاره به پنج پروژهٔ جدیدش در این ژانر، اظهار داشت: «وحشت جایی است که هیجان‌انگیزترین داستان‌گویی‌ها در حال وقوع است.» این اظهار نظر نشان‌دهندهٔ علاقهٔ عمیق او به پتانسیل‌های روایی و هنری این ژانر است که در سال‌های اخیر شاهد احیا و نوآوری‌های چشمگیری بوده است. روث که به تازگی در فیلم «Beware Boiúna» ایفای نقش کرده، به روشنی پویایی و نوآوری‌های جاری در سینمای وحشت را درک می‌کند. به گفته او، برخلاف تصور رایج، ژانر وحشت تنها به ترساندن محدود نمی‌شود، بلکه بستری عالی برای پرداختن به مضامین عمیق روان‌شناختی، اجتماعی و حتی فلسفی است. او از فرصت‌های بی‌نظیری صحبت می‌کند که این ژانر برای بازیگران فراهم می‌آورد تا در شخصیت‌هایی پیچیده و موقعیت‌هایی چالش‌برانگیز غرق شوند و طیف وسیعی از احساسات انسانی را به نمایش بگذارند. یکی از مهم‌ترین بخش‌های گفتگوی روث، به آیندهٔ نامشخص فیلم «روز مرگت مبارک ۳» اختصاص داشت. طرفداران این مجموعه مدت‌هاست که منتظر سرنوشت تری گلبمن (شخصیت اصلی با بازی روث) هستند. روث به صراحت اعلام کرد که او و کارگردان فیلم، کریس لندون، ایده‌های جذابی برای سومین قسمت دارند و برای ساخت آن مشتاقند، اما مسئلهٔ اصلی بر سر تأمین بودجه و چراغ سبز استودیو است. او تأکید کرد که اگر «روز مرگت مبارک ۳» ساخته شود، نه تنها باید انتظارات مخاطبان را برآورده کند، بلکه باید یک مسیر روایی تازه و جسورانه را در پیش گیرد تا از تکرار اجتناب شود و پایان‌بندی مناسبی برای سه‌گانه رقم بزند. روث با این سخنان، امیدها را برای بازگشت دوباره به این فرانچایز محبوب زنده نگه داشته است. این بازگشت پرکار جسیکا روث به ژانر وحشت، می‌تواند نویدبخش دوران جدیدی برای این «ملکه جیغ» جوان باشد. با توجه به استعداد او در ترکیب کمدی و درام با عناصر ترسناک، حضورش در فیلم‌های آتی وحشت قطعاً با استقبال منتقدان و تماشاگران مواجه خواهد شد. این موضوع همچنین بیانگر این است که هالیوود، با وجود گیشهٔ پرفراز و نشیب، هنوز هم پتانسیل‌های زیادی را در ژانر وحشت می‌بیند و سرمایه‌گذاری روی ستارگانی چون روث، می‌تواند تضمین‌کنندهٔ موفقیت‌های آینده باشد.
به قلم پوریا افخمیمنبع: The Hollywood Reporter
فیلم۱۵ مهر ۱۴۰۵

دربارهٔ طراحی جهان کابوس‌وار «وریتی»: خلق فضایی که گریز از آن ممکن نیست

مایکل شوالتر، کارگردان، کالین هوور، نویسنده رمان، و ایمی ویلیامز، طراح تولید، درباره چگونگی ساختن فضای وحشتناک و گیج‌کننده برای اقتباس سینمایی رمان «وریتی» با بازی آن هاتاوی، داکوتا جانسون و جاش هارتنت صحبت می‌کنند.

در قلب هر اثر دلهره‌آور روان‌شناختی، فضایی نهفته است که به اندازه شخصیت‌ها در روایت اهمیت دارد. فیلم آینده «وریتی» نیز از این قاعده مستثنی نیست و کارگردان مایکل شوالتر به همراه کالین هوور، خالق رمان پرفروش آن، و ایمی ویلیامز، طراح تولید فیلم، از چالش‌های طراحی یک محیط بصری خبر می‌دهند که قرار است مخاطب را در تلهٔ یک کابوس گرفتار کند. این اثر سینمایی که با حضور ستارگانی چون آن هاتاوی، داکوتا جانسون و جاش هارتنت ساخته می‌شود، وعدهٔ تجربه‌ای نفس‌گیر را می‌دهد که بخش عمده‌ای از آن مدیون طراحی هوشمندانه فضای فیلم است.,امی ویلیامز، طراح تولید، مسئولیت سنگین تجسم دنیای کلاستروفوبیک و آشفته رمان هوور را بر عهده داشته است. او به همراه تیم خلاق خود، نه تنها به دنبال بازسازی خانه‌ای بودند که در صفحات کتاب توصیف شده، بلکه می‌خواستند عمق روان‌شناختی و حس عدم امنیت را نیز به آن تزریق کنند. این رویکرد تنها به معماری و چیدمان داخلی محدود نمی‌شود؛ بلکه شامل طراحی دقیق هر جزئیات از جمله رنگ‌ها، بافت‌ها و نورپردازی است که همگی با هدف تشدید حس تله‌افتادگی و اضطراب در مخاطب به کار گرفته شده‌اند. این خانه، بیش از یک مکان، به یک شخصیت درام تبدیل می‌شود که در خود اسرار و تهدیداتی پنهان دارد.,شوالتر در گفتگوهای اخیر خود تأکید کرده که هدف، ساختن فضایی بوده که "حسی از یک رویاگونه تب‌زده را القا کند که راه فراری از آن نیست." این رویکرد، یادآور فیلم‌های ژانر وحشت روان‌شناختی است که در آن‌ها محیط اطراف، بازتابی از وضعیت درونی شخصیت‌هاست. با توجه به حضور بازیگران توانمندی چون آن هاتاوی و داکوتا جانسون، انتظار می‌رود که تعامل آن‌ها با این محیط به افزایش تعلیق و عمق داستان کمک شایانی کند. تماشاگران بی‌شک با یک معمای بصری روبرو خواهند شد که در آن هر گوشه و کنار خانه، رازی پنهان را فاش می‌کند یا به آن اشاره دارد، و همین امر «وریتی» را به یکی از مورد انتظارترین فیلم‌های این ژانر تبدیل می‌کند.
به قلم پوریا افخمیمنبع: The Hollywood Reporter
تغییر غیرمنتظره تیتراژ «تد لسو»: آیا ترانه برندی کارلایل پایدار خواهد بود؟
سریال۱۵ مهر ۱۴۰۵

تغییر غیرمنتظره تیتراژ «تد لسو»: آیا ترانه برندی کارلایل پایدار خواهد بود؟

فصل چهارم سریال محبوب «تد لسو» با یک تغییر بزرگ در موسیقی تیتراژ آغاز شد که پرسش‌هایی را درباره آینده این سریال و انتخاب‌های هنری آن ایجاد کرده است.

مخاطبان پرشمار سریال «تد لسو» که حالا قسمت پایانی فصل چهارم آن با عنوان «لَسو در حال رفتن» (The Departing Lass) از اپل تی‌وی پخش می‌شود، بی‌تردید متوجه یک تغییر مهم در آغاز این قسمت شده‌اند. در حالی که موسیقی تیتراژ همیشگی و خاطره‌انگیز این سریال توسط مارکوس مامفورد، عضو گروه «مامفورد و پسران»، ساخته و اجرا شده بود، در این اپیزود پایانی، آهنگی متفاوت به گوش می‌رسد که شنوندگان را شگفت‌زده کرده است.,این تغییر ناگهانی، به جایگاه برندی کارلایل، خواننده و ترانه‌سرای برجسته آمریکایی، در تیتراژ فصل چهارم اشاره دارد. آهنگ جدید، با لحن و احساسی متفاوت از ساخته قبلی، بلافاصله مورد توجه قرار گرفت و بحث‌های زیادی را در شبکه‌های اجتماعی و محافل سینمایی به راه انداخت. این گمانه‌زنی مطرح شد که آیا این تغییر صرفاً برای این قسمت خاص صورت گرفته یا قرار است نشانه‌ای از یک تحول دائمی در هویت شنیداری سریال باشد.,تغییر در موسیقی تیتراژ یک سریال، به‌خصوص سریالی با این حجم از محبوبیت و موفقیت هنری، هرگز اتفاقی ساده نیست. موسیقی تیتراژ اغلب بخشی جدایی‌ناپذیر از برندینگ و هویت یک اثر محسوب می‌شود و می‌تواند تأثیری عمیق بر تجربه مخاطب داشته باشد. حال باید دید که تصمیم سازندگان «تد لسو» برای این جایگزینی موقت یا دائمی، چه بازخوردهایی را در پی خواهد داشت و آیا این انتخاب هنری جدید، به همان اندازه موسیقی پیشین، مورد پذیرش و علاقه مخاطبان قرار خواهد گرفت یا خیر.
به قلم پوریا افخمیمنبع: Variety
«مارلیا مندونسا: احساس دیوانه‌وار» پرایم ویدئو؛ نگاهی بی‌سابقه به زندگی ستاره فقید برزیل
سریال۱۵ مهر ۱۴۰۵

«مارلیا مندونسا: احساس دیوانه‌وار» پرایم ویدئو؛ نگاهی بی‌سابقه به زندگی ستاره فقید برزیل

پنج سال پس از سانحه دلخراش سقوط هواپیما که به زندگی مارلیا مندونسا، خواننده محبوب برزیلی پایان داد، پرایم ویدئو مستندی با عنوان «احساس دیوانه‌وار» را منتشر می‌کند که وعده دسترسی بی‌نظیری به زندگی و حرفه او می‌دهد.

در پنجم نوامبر ۲۰۲۱، برزیل در سکوت و ماتم فرو رفت. فاجعه‌ای ملی به وقوع پیوست که طی آن مارلیا مندونسا، خواننده پرآوازه و محبوب کشور، در سانحه سقوط هواپیما جان باخت. این حادثه تلخ علاوه بر او، چهار نفر دیگر را نیز به کام مرگ کشاند و اندوه عمیقی در دل میلیون‌ها نفر ایجاد کرد. اکنون، تقریباً پنج سال پس از آن واقعه شوکه‌کننده، زندگی و میراث هنری مندونسا بار دیگر در کانون توجه قرار می‌گیرد.
به قلم پوریا افخمیمنبع: Variety
فیلم۱۵ مهر ۱۴۰۵

جیمز گان در دفاع از فیلم Clayface: «این یک تجربهٔ سینمایی متفاوت است»

جیمز گان، مدیر مشترک استودیوهای دی‌سی، به شدت از تصمیم ساخت فیلم «کِلِی‌فِیس» در ژانر وحشت بدن دفاع کرده و آن را رویکردی تازه برای دنیای دی‌سی می‌داند.

در پی واکنش‌ها و پرسش‌های برخی مخاطبان نسبت به ضرورت ساخت فیلمی با محوریت شخصیت «کِلِی‌فِیس» (Clayface)، جیمز گان، یکی از دو مدیر اصلی استودیوهای دی‌سی، قاطعانه به دفاع از این پروژه برخاست. گان که به خاطر رویکردهای نوآورانه و گاه غیرمنتظره‌اش در خلق جهان‌های ابرقهرمانی شناخته می‌شود، این بار با چالش اقناع مخاطبانی روبروست که شاید از پیشینهٔ این شخصیت کمتر مطلع باشند یا آن را مناسب برای یک فیلم مستقل ندانند.,این مدیر باسابقهٔ سینما و تلویزیون، تأکید کرد که فیلم «کِلِی‌فِیس» یک اثر «وحشت بدن» (body horror) خواهد بود؛ ژانری که اغلب به بررسی تحولات فیزیکی گسسته‌کننده و ناخوشایند بدن انسان می‌پردازد. این انتخاب ژانر، نشان‌دهندهٔ تلاشی آگاهانه از سوی استودیوهای دی‌سی برای گسترش دامنهٔ روایی خود و فاصله گرفتن از فرمول‌های رایج ابرقهرمانی است. این رویکرد می‌تواند فرصتی برای کشف ابعاد تاریک‌تر و روانشناختی شخصیت‌ها فراهم آورد که در نسخه‌های پیشین کمتر به آن پرداخته شده است.,دفاع صریح گان در برابر سوالی نظیر «چه کسی فیلم کِلِی‌فِیس را درخواست کرده بود؟» نشان‌دهندهٔ اطمینان او به این چشم‌انداز جدید است. او پیش از این نیز با «جوخه انتحار» و «نگهبانان کهکشان» نشان داده بود که قادر است شخصیت‌های حاشیه‌ای را به ستاره‌های درخشان تبدیل کند. این پروژه می‌تواند آزمونی برای اثبات انعطاف‌پذیری و ظرفیت‌های ناگفتهٔ جهان دی‌سی باشد و پتانسیل‌های هنری جدیدی را برای این فرنچایز بزرگ آشکار سازد.,همچنین، این تصمیم می‌تواند سیگنالی روشن برای صنعت سینما باشد که استودیوهای دی‌سی قصد دارند با نوآوری و ریسک‌پذیری، نه تنها از رقبا متمایز شوند، بلکه طیف وسیع‌تری از ژانرها و سبک‌ها را در زیر چتر خود جای دهند. موفقیت یا عدم موفقیت این رویکرد در نهایت توسط گیشه و واکنش منتقدان و مخاطبان مشخص خواهد شد، اما آنچه مسلم است، گان به دنبال ارائهٔ تجربه‌ای متفاوت و جسورانه است.
به قلم پوریا افخمیمنبع: The Hollywood Reporter