پوریا افخمی

تازه‌های سینما

تازه‌های سینما

اخبار روز سینمای جهان، جشنواره‌های معتبر و تازه‌ترین ساخته‌های کارگردانان مطرح هالیوود و بین‌المللی — گردآوری، ترجمه و بازنویسی به فارسی توسط پوریا افخمی. این صفحه مدام به‌روزرسانی می‌شود.

همکاری تهیه‌کننده «پلتفرم» با اقتباس سینمایی رمان جنجالی «پاهای سگ» ماتیاس روخاس
صنعت سینما۷ مهر ۱۴۰۵

همکاری تهیه‌کننده «پلتفرم» با اقتباس سینمایی رمان جنجالی «پاهای سگ» ماتیاس روخاس

دیوید ماتاموروس، تهیه‌کننده شناخته‌شده اسپانیایی فیلم تحسین‌شده «پلتفرم»، به پروژه اقتباس سینمایی رمان کالت شیلیایی «پاهای سگ» به کارگردانی ماتیاس روخاس پیوست. این همکاری، که در حاشیه جشنواره سن سباستین نهایی شد، به این فیلم کمک می‌کند تا وارد مرحله پایانی تأمین بودجه شود.

در یکی از توافقات مهمی که اخیراً در جشنواره بین‌المللی فیلم سن سباستین به سرانجام رسید، دیوید ماتاموروس، تهیه‌کننده اسپانیایی از شرکت «دوس اینترتینمنت» و از دست‌اندرکاران اصلی فیلم موفق «پلتفرم» (The Platform)، به پروژه اقتباس سینمایی رمان کالت شیلیایی «پاهای سگ» (Patas de perro) به کارگردانی ماتیاس روخاس ملحق شد. این خبر که به صورت اختصاصی توسط ورایتی منتشر شده، نشان‌دهنده ورود یک چهره نام‌آشنا به سینمای ژانر و مستقل اسپانیایی و بین‌المللی به این پروژه جاه‌طلبانه است. حضور ماتاموروس، که با «پلتفرم» تجربه‌ای موفق در ترکیب عناصر ژانر و روایت‌های اجتماعی را به ثبت رسانده، می‌تواند نویدبخش کیفیتی بالا برای این اقتباس باشد. با پیوستن دیوید ماتاموروس، تیم تهیه‌کنندگی «پاهای سگ» اکنون به یک کنسرسیوم بین‌المللی متشکل از پنج شرکت از کشورهای مختلف تبدیل شده است. تهیه‌کنندگانی از شیلی، فرانسه، آلمان و کلمبیا پیش از این به پروژه پیوسته بودند و حالا با حضور «دوس اینترتینمنت» اسپانیا، این مجموعه تکمیل‌تر شده است. این گستردگی جغرافیایی و فرهنگی در تیم تهیه‌کنندگی، نه تنها از نظر مالی یک نقطه قوت محسوب می‌شود، بلکه می‌تواند تضمین‌کننده دیدگاه‌های متنوع و غنای فرهنگی در پرداخت به رمان اصلی باشد که خود اثری عمیق و بحث‌برانگیز در ادبیات شیلیایی است. ورود ماتاموروس به پروژه، «پاهای سگ» را وارد فاز نهایی تأمین بودجه کرده و گامی مهم در مسیر تولید این فیلم به شمار می‌رود. رمان «پاهای سگ» نوشتهٔ کارلوس روخاس، اثری با حال و هوای کالت و موضوعاتی عمیق و گاه تاریک است که اقتباس سینمایی آن می‌تواند مخاطبان زیادی را در سطح جهان به خود جذب کند. همکاری بین‌المللی و حضور تهیه‌کننده‌ای با سابقه «پلتفرم» نشان می‌دهد که این پروژه پتانسیل بالایی برای عرضه در بازارهای جهانی و حضور در جشنواره‌های معتبر را دارد، که برای سینمای مستقل شیلی و اسپانیا فرصتی مغتنم خواهد بود.
به قلم پوریا افخمیمنبع: Variety
صنعت سینما۷ مهر ۱۴۰۵

غول ژاپنی در دنیای بیسبال: گودزیلا منهای یک به دادگرز می‌آید

در اقدامی تبلیغاتی که همزمان با اکران «گودزیلا منهای یک» صورت گرفت، تیم بیسبال لس آنجلس دادگرز با اهدای یادگاری‌های گودزیلایی، شور و هیجان فراوانی میان طرفداران پیش از بازی پایانی خانگی خود ایجاد کرد.

فیلم تحسین‌شدهٔ «گودزیلا منهای یک» (Godzilla Minus One) که نه تنها در گیشه بلکه از نظر منتقدان نیز عملکردی فوق‌العاده داشت، موفقیت‌های خود را فراتر از پردهٔ سینما گسترش داده است. در یک رویداد تبلیغاتی خلاقانه و نادر، این هیولای غول‌پیکر ژاپنی راه خود را به دنیای ورزش حرفه‌ای آمریکا باز کرد. تیم لس آنجلس دادگرز، قهرمان دو دورهٔ متوالی لیگ جهانی بیسبال، پیش از ورود به پلی‌آف MLB، با برگزاری یک شب به‌یادماندنی با تم گودزیلا، سروصدای زیادی به پا کرد. این اقدام هوشمندانه نه تنها آخرین بازی خانگی فصل را برای هواداران جذاب‌تر کرد، بلکه به عنوان یک تبلیغ غیرمستقیم و پربازده برای فیلم نیز عمل کرد. این کمپین تبلیغاتی غیرمعمول، شامل اهدای یادگاری‌های ویژه با مضمون گودزیلا به تماشاگران بود که منجر به تشکیل صف‌های طولانی و شور و هیجان بی‌سابقه‌ای در میان طرفداران بیسبال و سینما شد. همکاری‌های متقاطع میان دنیای فیلم و ورزش، به‌ویژه برای آثار پرفروش و فرهنگ‌ساز، رویکردی جدید در بازاریابی محسوب می‌شود که هدف آن جلب توجه قشرهای متفاوت مخاطبان است. «گودزیلا منهای یک» که با بودجه‌ای نسبتاً کم توانست موفقیت‌های عظیمی کسب کند و حتی اسکار بهترین جلوه‌های ویژه را نیز از آن خود سازد، به وضوح نشان داد که چگونه یک اثر سینمایی می‌تواند به نمادی فرهنگی تبدیل شده و مرزهای بازاریابی سنتی را درنوردد. این رویداد، فراتر از یک سرگرمی ساده برای تماشاگران بیسبال، پیامدهای مهمی برای صنعت سینما و بازاریابی محتوایی دارد. این نشان می‌دهد که چگونه می‌توان از پتانسیل‌های رویدادهای ورزشی بزرگ برای ایجاد موج تبلیغاتی و افزایش دیده شدن یک اثر سینمایی استفاده کرد. موفقیت این ابتکار عمل در جلب توجه و ایجاد ترافیک بی‌سابقه، نه تنها به نفع فیلم و تیم ورزشی بود، بلکه زمینه را برای همکاری‌های مشابه و خلاقانه‌تر در آینده فراهم می‌آورد. این استراتژی، درس مهمی برای استودیوهای فیلمسازی است که چگونه با خارج شدن از چارچوب‌های معمول، می‌توانند به مخاطبان گسترده‌تری دست یابند و تعامل بیشتری ایجاد کنند.
به قلم پوریا افخمیمنبع: The Hollywood Reporter
سریال۷ مهر ۱۴۰۵

مستندی جدید از جنجالی‌ترین ریلتی‌شوی تاریخ تلویزیون؛ «قو: پشت آینه» و بازخوانی یک پدیدهٔ اجتماعی

«قو: پشت آینه»، مستند جدید ارین لی کار، پس از ۲۲ سال به سراغ «قو»، یکی از جنجالی‌ترین و مناقشه‌برانگیزترین ریلتی‌شوهای تاریخ تلویزیون می‌رود که در سال ۲۰۰۴، سوژهٔ بحث‌های فراوانی درباره زیبایی و جراحی پلاستیک شده بود.

«قو: پشت آینه» (The Swan: Behind the Mirror)، عنوان مستند جدیدی به کارگردانی ارین لی کار است که به تازگی منتشر شده و قرار است بار دیگر نگاه‌ها را به یکی از بحث‌برانگیزترین پدیده‌های تاریخ تلویزیون آمریکا جلب کند. این مستند به واکاوی ریلتی‌شوی مشهور «قو» می‌پردازد که در سال ۲۰۰۴ از شبکه فاکس پخش شد و به سرعت به نمادی از افراط‌گرایی در فرهنگ زیبایی و جراحی‌های پلاستیک تبدیل شد. ریلتی‌شوی «قو» به مدت سه ماه، زنان داوطلبی را که خود را «جوجه اردک‌های زشت» می‌نامیدند، تحت عمل‌های جراحی زیبایی شدید و تغییرات ظاهری گسترده قرار می‌داد. این برنامه در آن زمان با انتقادات تند و تیزی مواجه شد و از سوی بسیاری به عنوان برنامه‌ای غیر اخلاقی، مضر و ترویج‌دهندهٔ استانداردهای غیرواقعی و آزاردهندهٔ زیبایی شناخته شد. «قو: پشت آینه» حالا پس از گذشت ۲۲ سال، با نگاهی عمیق‌تر و تحلیلی، به بررسی پیامدهای روانی و اجتماعی شرکت‌کنندگان و تأثیرات گسترده‌تر این برنامه بر فرهنگ عامه می‌پردازد. ارین لی کار، کارگردان شناخته‌شده در ژانر مستند که پیش از این نیز با آثاری چون «مامان مرده و عزیزترینم» (Mommy Dead and Dearest) توجه‌ها را به خود جلب کرده بود، در این اثر جدید خود، نه تنها آرشیوهای برنامه اصلی را مرور می‌کند، بلکه به سراغ شرکت‌کنندگان آن دوران نیز می‌رود تا ابعاد ناگفته و تاثیرات بلندمدت این تجربهٔ بحث‌برانگیز را آشکار سازد. این مستند فرصتی است برای مخاطبان امروز تا با نگاهی تاریخی و نقادانه، به پدیدهٔ ریلتی‌شوها و تأثیر آنها بر زندگی افراد و جامعه بیاندیشند. انتشار این مستند در عصری که شبکه‌های اجتماعی و فیلترهای زیبایی، مرزهای واقعیت و تصویر ایده‌آل‌گرایانه را بیش از پیش مخدوش کرده‌اند، اهمیتی دوچندان می‌یابد. «قو: پشت آینه» می‌تواند تلنگری باشد برای واکاوی مجدد چگونگی شکل‌گیری استانداردهای زیبایی، فشارهای اجتماعی برای تطابق با آنها و نقش رسانه‌ها در تقویت این چرخه. علاقه‌مندان به مستندهای اجتماعی و تحلیلی، و همچنین کسانی که به نقد فرهنگ عامه و تأثیرات رسانه‌ها بر آن علاقه‌مندند، تماشای این اثر را از دست ندهند.
به قلم پوریا افخمیمنبع: The Hollywood Reporter
کلاستر سمعی و بصری مادرید: کاوش عمیق در مدل‌های نوین کسب‌وکار، هوش مصنوعی و فناوری‌های نوظهور در صنعت سینما
صنعت سینما۷ مهر ۱۴۰۵

کلاستر سمعی و بصری مادرید: کاوش عمیق در مدل‌های نوین کسب‌وکار، هوش مصنوعی و فناوری‌های نوظهور در صنعت سینما

کلاستر سمعی و بصری مادرید (MAC) در رویداد ایبرسری و پلاتینو اینداستریا، برنامه‌ای دو روزه را با تمرکز بر مدل‌های جدید کسب‌وکار، هوش مصنوعی و فناوری‌های نوظهور برای صنعت سینما و تلویزیون تدارک دیده است.

کلاستر سمعی و بصری مادرید (MAC)، گروهی متشکل از تقریباً ۱۰۰ شرکت فعال در پایتخت اسپانیا، بار دیگر پیشگامی خود را در تحولات صنعت سینما و تلویزیون نشان داده است. این کلاستر، برنامه‌ای فشرده و دو روزه را در رویداد معتبر ایبرسری و پلاتینو اینداستریا (Iberseries & Platino Industria) که از ۲۹ سپتامبر تا ۲ اکتبر در مادرید برگزار می‌شود، تدارک دیده است. هدف اصلی این برنامه، ایجاد شبکه‌سازی حرفه‌ای و تبادل تجربیات میان فعالان صنعت است تا دریچه‌ای نو به مدل‌های کسب‌وکار آینده، به‌ویژه در عصر دیجیتال، گشوده شود.,در قلب این برنامه، بحث و بررسی پیرامون نقش محوری هوش مصنوعی (AI) قرار دارد. هوش مصنوعی که دیگر صرفاً یک مفهوم آینده‌نگرانه نیست و به سرعت در حال تغییر پارادایم‌های تولید، توزیع و حتی مصرف محتوای سمعی و بصری است، یکی از محورهای اصلی گفت‌وگو خواهد بود. اما برنامه MAC تنها به هوش مصنوعی محدود نمی‌شود؛ رویکردی جامع‌تر برای بررسی سایر فناوری‌های نوظهور نیز در دستور کار قرار دارد. این فناوری‌ها می‌توانند شامل واقعیت مجازی (VR)، واقعیت افزوده (AR)، بلاک‌چین برای مدیریت حقوق مالکیت فکری و پلتفرم‌های تعاملی جدید باشند که هر یک به نوبه خود، فرصت‌ها و چالش‌های بی‌سابقه‌ای را پیش روی صنعت فیلم و سریال قرار می‌دهند.,محتوای برنامه فراتر از معرفی صرف فناوری‌هاست؛ تحلیلگران و متخصصان به بررسی عمیق چگونگی ادغام این ابزارها در فرآیندهای تولید، بهینه‌سازی مدل‌های درآمدزایی و ایجاد تجربیات جدید برای مخاطبان خواهند پرداخت. این مباحث به فعالان صنعت کمک می‌کند تا با شناخت دقیق‌تری از چشم‌انداز در حال تغییر، خود را با الزامات جدید بازار وفق دهند. رویداد ایبرسری و پلاتینو اینداستریا با میزبانی چنین برنامه‌هایی، خود را به عنوان یک پلتفرم کلیدی برای بحث و تبادل نظر در مورد آینده صنایع سمعی و بصری در اسپانیا و آمریکای لاتین تثبیت کرده است.
به قلم پوریا افخمیمنبع: Variety
شهردار نیویورک درخواست سلفی جیمی کیمل را با ترامپ رد کرد؛ بازگشت کیمل لایو به بروکلین
صنعت سینما۷ مهر ۱۴۰۵

شهردار نیویورک درخواست سلفی جیمی کیمل را با ترامپ رد کرد؛ بازگشت کیمل لایو به بروکلین

در جریان بازگشت جیمی کیمل لایو به بروکلین، زهران ممدانی، نمایندهٔ شورای شهر نیویورک، درخواست غافلگیرکنندهٔ کیمل برای ارسال سلفی آن‌ها به دونالد ترامپ را به طرزی شوخ‌طبعانه رد کرد.

برنامهٔ محبوب شبانه «جیمی کیمل لایو» بار دیگر به زادگاه مجری‌اش، بروکلین در نیویورک، بازگشته است. این هشتمین باری است که کیمل برای یک هفته پخش برنامه از آکادمی موسیقی بروکلین، شهرکی که در آن متولد شده و سال‌های اولیه عمر خود را سپری کرده، به این منطقه سفر می‌کند. این اتفاق نشان‌دهندهٔ پیوند عمیق کیمل با ریشه‌هایش و همچنین اهمیت جغرافیایی این بخش از نیویورک در فرهنگ عامه و صنعت سرگرمی آمریکاست. در یکی از بخش‌های جذاب و خبرساز این حضور، زهران ممدانی، عضو شورای شهر نیویورک و نمایندهٔ ناحیهٔ ۳۵ بروکلین، که به دلیل مواضع سیاسی صریح و پیشینه‌اش شناخته شده است، در برنامهٔ کیمل حضور یافت. گفت‌وگوی این دو به سرعت رنگ و بوی سیاسی گرفت و کیمل، در چارچوب لحن طنزآلود و گاه گستاخانه‌اش، از ممدانی خواست که یک سلفی مشترک از آن‌ها را برای دونالد ترامپ ارسال کند. پاسخ ممدانی اما به اندازهٔ درخواست کیمل، هوشمندانه و با چاشنی طنز همراه بود. او با قاطعیت و لحنی کنایه‌آمیز درخواست کیمل را رد کرد و اظهار داشت که «چنین کاری را انجام نخواهد داد»، چرا که نمی‌خواهد وقت ترامپ را با این کار بی‌اهمیت تلف کند. این لحظه نه تنها یک نقطهٔ اوج کمدی در برنامه بود، بلکه بازتابی از فضای سیاسی دو قطبی کنونی آمریکا و واکنش‌های هنرمندان و شخصیت‌های عمومی به آن را به نمایش گذاشت. بازگشت جیمی کیمل به بروکلین و تعاملش با شخصیت‌های محلی همچون زهران ممدانی، فراتر از یک برنامهٔ تلویزیونی صرف، به نوعی بازنمایی از تلفیق سرگرمی، سیاست و فرهنگ محلی است. این رویداد نشان می‌دهد که چگونه یک برنامهٔ شبانه با استفاده از موقعیت مکانی و مهمانان مرتبط، می‌تواند در عین حال هم سرگرم‌کننده باشد و هم به مباحث جاری جامعه و دغدغه‌های مخاطبان خود بپردازد. این تعامل‌ها در فضای پررقابت برنامه‌های شبانگاهی، به کیمل کمک می‌کند تا همواره در مرکز توجه باقی بماند.
به قلم پوریا افخمیمنبع: Variety
هشدار رسانه‌های بزرگ به ترامپ: «ممنوعیت کامل دسترسی» و ضربه به آزادی مطبوعات
صنعت سینما۷ مهر ۱۴۰۵

هشدار رسانه‌های بزرگ به ترامپ: «ممنوعیت کامل دسترسی» و ضربه به آزادی مطبوعات

رسانه‌های مطرحی چون سی‌ان‌ان، ام‌اس‌ان‌بی‌سی (MSNBC) و پولیتیکو هشدار داده‌اند که دولت ترامپ در صورت عدم صدور حکم قضایی برای ممانعت از این کار، دسترسی آنها به کاخ سفید را به‌طور کامل ممنوع خواهد کرد، امری که می‌تواند تبعات گسترده‌ای برای صنعت رسانه داشته باشد.

در بحبوحهٔ نگرانی‌های فزاینده دربارهٔ آزادی مطبوعات، غول‌های رسانه‌ای نظیر سی‌ان‌ان، ام‌اس‌ان‌بی‌سی و پولیتیکو زنگ خطر را به صدا درآورده‌اند. این رسانه‌ها هشدار می‌دهند که اگر حکم قضایی برای توقف این اقدام صادر نشود، دولت ترامپ بار دیگر «ممنوعیت کامل» دسترسی آن‌ها به کاخ سفید را اعمال خواهد کرد. این تهدید، نگرانی‌های جدی را در مورد آیندهٔ پوشش خبری و نقش رسانه‌ها در نظارت بر قدرت، به‌ویژه در عصر قطبیت سیاسی بالا، برانگیخته است. این هشدار پس از آن صادر می‌شود که هفتهٔ گذشته، قاضی تیموتی کلی از دادگاه منطقه‌ای ایالات متحده، دستور موقت محدودکننده‌ای را صادر کرد و کاخ سفید را مجبور نمود تا دسترسی این رسانه‌ها را بازگرداند. چنین مداخلات قضایی، بر اهمیت حاکمیت قانون و نقش دستگاه قضایی در حفاظت از حقوق اولیه، از جمله حق دسترسی خبرنگاران به اطلاعات، تأکید می‌کند. با این حال، ادامهٔ این کشمکش‌ها نشان‌دهندهٔ تنش عمیقی است که میان دولت و بخشی از رسانه‌ها وجود دارد و آیندهٔ تعامل آن‌ها را در هاله‌ای از ابهام فرو برده است. از منظر صنعت سینما و رسانه‌های بصری، این رویدادها پیامدهای گسترده‌ای دارند. بسیاری از فیلم‌سازان و مستندسازان با الهام از رویدادهای سیاسی و اجتماعی، آثاری خلق می‌کنند که به بررسی چالش‌های آزادی بیان، نقش رسانه و قدرت حکومتی می‌پردازند. این محدودیت‌ها نه تنها دسترسی به اطلاعات دست اول را برای خبرنگاران با دشواری مواجه می‌سازد، بلکه می‌تواند بر توانایی هنرمندان برای انعکاس دقیق و انتقادی واقعیت‌های سیاسی در آثارشان نیز تأثیر بگذارد. فقدان دسترسی به کاخ سفید برای پوشش خبری، به معنای از دست رفتن منابع اصلی برای ساخت مستندها، فیلم‌های دراماتیک و سریال‌هایی است که به موضوعات حکومتی و خبرنگاری می‌پردازند. علاوه بر این، فضای عمومی ایجاد شده توسط چنین جدال‌هایی می‌تواند به مخاطبان سینما و تلویزیون نیز سرایت کند. اعتماد عمومی به رسانه‌ها، سوژه‌ای رایج در بسیاری از آثار سینمایی معاصر است و هرگونه خدشه به این اعتماد، می‌تواند بر نحوهٔ روایت داستان‌ها و پذیرش آن‌ها از سوی مخاطبان اثرگذار باشد. این اتفاق نه تنها یک «صدمه به تمام رسانه‌های خبری» است، بلکه می‌تواند الهام‌بخش داستان‌هایی شود که به موضوع از دست رفتن شفافیت و مبارزه برای آن می‌پردازند، داستان‌هایی که همواره مورد توجه علاقه‌مندان به سینما بوده‌اند. این رویدادها نشان می‌دهند که چگونه سیاست و آزادی مطبوعات، مستقیماً بر محتوای فرهنگی و هنری جامعه تأثیر می‌گذارد.
به قلم پوریا افخمیمنبع: Deadline Hollywood
طعنه‌های جان استوارت به ملاقات ترامپ و شی جین‌پینگ: «چگونه آمریکا اصلاً روی نقشه می‌ماند؟»
صنعت سینما۷ مهر ۱۴۰۵

طعنه‌های جان استوارت به ملاقات ترامپ و شی جین‌پینگ: «چگونه آمریکا اصلاً روی نقشه می‌ماند؟»

جان استوارت، کمدین و مجری مشهور، در برنامهٔ «دیلی شو» خود به سبک همیشگی‌اش به روابط اخیر میان دونالد ترامپ و شی جین‌پینگ پرداخت و با رویکردی انتقادی-کمدی، دیدگاه‌های خود را مطرح کرد.

در قسمت دوشنبه شب برنامهٔ «دیلی شو»، جان استوارت بار دیگر صحنه را در دست گرفت تا به یکی از داغ‌ترین موضوعات سیاسی روز، یعنی ملاقات دونالد ترامپ و رئیس‌جمهور چین، شی جین‌پینگ، از نگاهی طنزآمیز و گزنده بپردازد. این ملاقات که از سوی کاخ سفید با عنوان «سفر رسمی متقابل» معرفی شده بود، بهانه‌ای شد برای استوارت تا سوالی کلیدی و از عمق وجودش مطرح کند: «چگونه آمریکا اصلاً روی نقشه می‌ماند؟» این پرسش، نه تنها کنایه‌ای به سیاست خارجی آمریکا تحت رهبری ترامپ بود، بلکه منعکس‌کنندهٔ نگرانی‌های گسترده‌ای است که در میان قشر کمدین‌ها و تحلیل‌گران سیاسی آمریکا وجود دارد.,استوارت، که پس از مدتی غیبت دوباره به صندلی مجری‌گری «دیلی شو» بازگشته است، با لحنی که همواره مرزی بین جدیت و شوخی را حفظ می‌کند، روند تحولات اخیر در روابط بین‌المللی را زیر ذره‌بین برد. او در بخش ابتدایی برنامه خود، جزئیاتی از این دیدار دیپلماتیک را با بیانی کنایه‌آمیز شرح داد و با زیرکی به نکات طنزآمیز و گاه نگران‌کنندهٔ آن اشاره کرد. توانایی استوارت در تبدیل اخبار سیاسی پیچیده به روایتی قابل هضم و سرگرم‌کننده، دلیل اصلی محبوبیت او در میان مخاطبانی است که به دنبال فهم عمیق‌تر تحولات جهانی از طریق لنز طنز هستند.,این شیوهٔ روایتگری، تنها به تحلیل‌های سیاسی صرف محدود نمی‌شود، بلکه به نوعی بازتاب‌دهندهٔ فرهنگ عمومی و اجتماعی آمریکاست که از طریق برنامه‌های تلویزیونی و کمدی، با مسائل روز درگیر می‌شود. «دیلی شو» و امثال آن، نه تنها محتوای سرگرم‌کننده ارائه می‌دهند، بلکه نقش مهمی در شکل‌دهی به گفتمان عمومی و نقد قدرت ایفا می‌کنند. جان استوارت با بازگشتش، بار دیگر اثبات کرد که صدای منتقد و کمدین می‌تواند ابزاری قدرتمند برای زیر سوال بردن وضعیت موجود و برانگیختن تفکر در جامعه باشد، حتی اگر این سوال با لحنی طنزآمیز مطرح شود که «چگونه آمریکا اصلاً روی نقشه می‌ماند؟»
به قلم پوریا افخمیمنبع: Variety
تسلط «انتقام‌جویان: پایان بازی – اکران مجدد» بر گیشه بریتانیا و ایرلند
باکس‌آفیس۷ مهر ۱۴۰۵

تسلط «انتقام‌جویان: پایان بازی – اکران مجدد» بر گیشه بریتانیا و ایرلند

اکران مجدد و کوتاه‌مدت «انتقام‌جویان: پایان بازی» به شکلی چشمگیر گیشه بریتانیا و ایرلند را فتح کرد و با فروش ۴.۱ میلیون پوندی صدرنشین جدول شد، در حالی که «رزیدنت اویل» و «قلب حیوان» در رده‌های بعدی قرار گرفتند.

در یک خبر قابل توجه برای هواداران دنیای سینمایی مارول، اکران مجدد «انتقام‌جویان: پایان بازی» (Avengers: Endgame Encore) توانست گیشه بریتانیا و ایرلند را تحت سیطره خود درآورد. این نسخه ویژه که توسط دیزنی توزیع شده، در هفته نخست اکران خود به فروشی معادل ۴.۱ میلیون پوند (۵.۵ میلیون دلار) دست یافت و با اقتدار در جایگاه نخست جدول پرفروش‌ها قرار گرفت. این موفقیت نشان‌دهنده علاقه پابرجا و ظرفیت بالای تجاری فرنچایز مارول است، حتی سال‌ها پس از اکران اولیه.,در جایگاه دوم، فیلم «رزیدنت اویل» (Resident Evil) با توزیع سونی پیکچرز قرار گرفت. این فیلم در دومین هفته اکران خود، فروشی بالغ بر ۳ میلیون دلار را تجربه کرد که مجموع فروش آن را در این منطقه به ۱۱.۶ میلیون دلار رساند. این آمار نشان می‌دهد که فرنچایز «رزیدنت اویل»، با وجود تغییرات در رویکرد و سبک فیلم‌سازی، همچنان مخاطبان خاص خود را دارد و می‌تواند در بازار رقابتی گیشه، جایگاه نسبتاً خوبی را حفظ کند.,در ادامه رقابت گیشه، تریلر اکشن «قلب حیوان» (Heart of the Beast) محصول پارامونت، به مسیر خود در جلب مخاطب ادامه می‌دهد. این فیلم در حالی که جزئیات فروش کامل آن در دسترس نیست، توانسته است نظر بخشی از علاقه‌مندان به ژانر اکشن و هیجان‌انگیز را به خود جلب کند. حضور این فیلم در میان پرفروش‌ها، گواه دیگری بر تنوع ژانری است که سینمادوستان در این مناطق به دنبال آن هستند.
به قلم پوریا افخمیمنبع: Variety
سریال۷ مهر ۱۴۰۵

جف پروبست: «بازمانده» با وجود تغییر سیاست‌های DEI پارامونت، همچنان متنوع است

جف پروبست، مجری و شورانر کهنه‌کار برنامه محبوب «بازمانده»، پس از تعدیل سیاست‌های تنوع، برابری و شمول (DEI) از سوی شرکت مادر پارامونت، تأکید کرد که رویکرد این برنامه به تنوع «تغییری نکرده است».

در پی اعلام شرکت پارامونت مبنی بر بازنگری در سیاست‌های تنوع، برابری و شمول (DEI) خود، واکنش‌ها در سطح صنعت سرگرمی آغاز شده است. جف پروبست، مجری و شورانر باسابقه برنامه واقعیت‌نمای موفق «بازمانده»، در مورد تأثیر این تغییرات بر برنامه خود اظهارنظر کرده است. او در مصاحبه‌ای با هالیوود ریپورتر، با قاطعیت اعلام کرد که «هیچ چیز تغییر نکرده است» و بر حفظ رویکرد این برنامه در قبال تنوع تأکید ورزید. پروبست در این باره گفت: «اگر برنامه ما را تماشا کرده باشید، می‌دانید که ما چقدر متنوع هستیم.» این جمله نشان می‌دهد که او معتقد است «بازمانده» از دیرباز و به طور ذاتی، تنوع را در انتخاب شرکت‌کنندگان و روایت‌های خود لحاظ کرده است. به نظر می‌رسد از نگاه او، تغییرات در سیاست‌های کلان استودیو، خللی در ماهیت و هویت برنامه‌ای که سال‌هاست بر پایه گوناگونی افراد و شخصیت‌ها بنا شده، ایجاد نخواهد کرد. برنامه «بازمانده» که از پیشگامان ژانر واقعیت‌نما محسوب می‌شود، همواره به دلیل نمایش طیف وسیعی از افراد با پیشینه‌ها، فرهنگ‌ها و قومیت‌های مختلف، مورد توجه بوده است. انتخاب شرکت‌کنندگان از گروه‌های سنی، شغلی و اجتماعی متفاوت، بخش جدایی‌ناپذیری از فرمت این برنامه است که در آن، افراد برای بقا در شرایط دشوار و چالش‌برانگیز رقابت می‌کنند. این تنوع در شخصیت‌ها، نه تنها به غنای داستان‌ها و تعاملات انسانی کمک می‌کند، بلکه بازتاب‌دهنده جامعه‌ای گسترده‌تر است که مخاطبان زیادی را به خود جذب می‌کند. نکته حائز اهمیت در اظهارات پروبست، جدایی نسبی هویت و رویکرد یک محصول موفق تلویزیونی از سیاست‌های کلان یک استودیوی بزرگ است. در حالی که شرکت‌ها ممکن است در مواجهه با فشارهای اقتصادی یا تغییرات اجتماعی، سیاست‌های خود را بازنگری کنند، اما برنامه‌هایی مانند «بازمانده» که هویتی مستقل و مخاطبانی وفادار دارند، ممکن است مسیر خود را در حفظ ارزش‌های بنیادین‌شان ادامه دهند. این اتفاق می‌تواند به معنای تأکید بر اصالت و ارزش‌های درونی یک برنامه باشد که پیش از این نیز بر مبنای تنوع و گوناگونی بنا شده است، فارغ از فشارهای بیرونی. به این ترتیب، اظهارات جف پروبست را می‌توان تأکیدی بر این موضوع دانست که «بازمانده» همچنان به تعهد خود در قبال نمایش تنوع پایبند است و رویکرد دیرینه آن در انتخاب شرکت‌کنندگان، که یکی از دلایل اصلی موفقیت طولانی‌مدت این برنامه بوده، تحت تأثیر تغییرات اخیر قرار نخواهد گرفت. این امر می‌تواند برای طرفداران این برنامه که به دنبال بازتاب گوناگونی در تلویزیون هستند، خبری اطمینان‌بخش باشد.
به قلم پوریا افخمیمنبع: The Hollywood Reporter
جشنواره۷ مهر ۱۴۰۵

فستیوال فیلم توکیو از محمد رسول‌اف و میپو او با جایزه آکیرا کوروساوا تجلیل می‌کند

فستیوال بین‌المللی فیلم توکیو، جایزه معتبر آکیرا کوروساوا را به محمد رسول‌اف، کارگردان برجسته ایرانی، و میپو او، فیلمساز سرشناس ژاپنی، اهدا می‌کند؛ خبری که نشان‌دهنده قدردانی از سینماگران متعهد و خلاق است.

فستیوال بین‌المللی فیلم توکیو در گامی مهم برای پاسداشت سینمای معناگرا و هنرمندانه، اعلام کرد که جایزه معتبر آکیرا کوروساوا را به دو سینماگر برجسته، یعنی محمد رسول‌اف از ایران و میپو او از ژاپن، اهدا خواهد کرد. این جایزه که به نام یکی از بزرگ‌ترین کارگردانان تاریخ سینما نامگذاری شده، به هنرمندانی تقدیم می‌شود که با نوآوری و دیدگاهی منحصر به فرد، مرزهای سینما را جابجا کرده و تأثیر عمیقی بر این هنر گذاشته‌اند. انتخاب این دو فیلمساز، به ویژه محمد رسول‌اف که اخیراً با چالش‌های سیاسی و شخصی مواجه بوده و با فیلم «دانه انجیر مقدس» در کن درخشید، نشان از احترام و حمایت جامعه جهانی سینما از سینمای مستقل و متعهد دارد. رسول‌اف، که پیشتر برنده خرس طلایی برلیناله برای فیلم «شیطان وجود ندارد» شده و همواره آثارش به دلیل نقد اجتماعی و نمایش واقعیت‌های دشوار مورد توجه قرار گرفته است، نمادی از ایستادگی هنرمند در برابر محدودیت‌هاست. جایزه کوروساوا نه تنها قدردانی از کارنامه هنری اوست، بلکه پیامی قدرتمند در حمایت از آزادی بیان و ارزش‌های هنری مستقل در سینما محسوب می‌شود. در کنار او، میپو او نیز با آثار عمیق و تأثیرگذار خود که اغلب به موضوعات اجتماعی و انسانی می‌پردازند، از جمله فیلم «کشتن مرغ دریایی»، جایگاه ویژه‌ای در سینمای ژاپن و جهان پیدا کرده است. این تقدیر مشترک، برجسته کننده پیوندهای فرهنگی و اشتراکات انسانی در سینماست. فستیوال توکیو علاوه بر اهدای این جایزه مهم، برنامه‌های دیگری را نیز در دستور کار دارد که بر جنبه‌های اخلاقی و مسئولیت اجتماعی سینما تأکید می‌کند. هایاتو ایسومورا، ستاره جوان و شناخته‌شده سریال محبوب «آلیس در سرزمین مرزی»، ریاست هیئت داوران جایزه فیلم اخلاقی فستیوال را بر عهده خواهد داشت. این هیئت مسئول انتخاب بهترین اثر از میان سه فیلم نامزد شده در این بخش خواهد بود. حضور چهره‌های جوان و محبوب در کنار اساتید سینما در بخش‌های داوری، نشان از رویکرد جامع و آینده‌نگر فستیوال توکیو در پرورش نسل جدید سینماگران و توجه به ابعاد گوناگون سینما دارد، رویکردی که نویدبخش برگزاری رویدادی پربار و الهام‌بخش برای علاقه‌مندان به سینماست.
به قلم پوریا افخمیمنبع: The Hollywood Reporter