پوریا افخمی

تازه‌های سینما

تازه‌های سینما

اخبار روز سینمای جهان، جشنواره‌های معتبر و تازه‌ترین ساخته‌های کارگردانان مطرح هالیوود و بین‌المللی — گردآوری، ترجمه و بازنویسی به فارسی توسط پوریا افخمی. این صفحه مدام به‌روزرسانی می‌شود.

بازگشت خیره‌کننده آلبوم «زندگی یک شومن» تیلور سویفت به صدر جدول: سیزدهمین هفته در اوج با نسخه «آنکور»
صنعت سینما۱۲ مهر ۱۴۰۵

بازگشت خیره‌کننده آلبوم «زندگی یک شومن» تیلور سویفت به صدر جدول: سیزدهمین هفته در اوج با نسخه «آنکور»

آلبوم «زندگی یک شومن» تیلور سویفت، به لطف انتشار نسخه توسعه‌یافته «آنکور» با چهار قطعه جدید، بار دیگر به رتبه نخست جدول پرفروش‌ترین‌های بیلبورد ۲۰۰ بازگشت و برای سیزدهمین هفته صدرنشین شد.

در اتفاقی که بار دیگر قدرت ستاره‌ای تیلور سویفت را به نمایش می‌گذارد، آلبوم پرفروش و محبوب او با عنوان «زندگی یک شومن» (The Life of a Showgirl) پس از وقفه‌ای از ژانویه، دوباره به جایگاه نخست جدول آلبوم‌های بیلبورد ۲۰۰ صعود کرد. این بازگشت چشمگیر نه تنها گواهی بر محبوبیت بی‌حد و حصر سویفت است، بلکه اهمیت استراتژی‌های انتشار مدرن در صنعت موسیقی را نیز برجسته می‌سازد. کاتالیزور این خیزش مجدد، انتشار نسخه‌ای توسعه‌یافته از آلبوم به نام «زندگی یک شومن: آنکور» (The Life of a Showgirl: The Encore) بود که با افزودن چهار قطعه جدید و اهدایی، طرفداران را بار دیگر به سوی این اثر کشاند. این حرکت هوشمندانه، که در صنعت موسیقی برای احیای فروش و جلب توجه دوباره به آلبوم‌های موفق رایج است، به خوبی جواب داد و آلبوم را برای سیزدهمین هفته در صدر جدول پرفروش‌ترین‌ها قرار داد. این موفقیت نه تنها یک پیروزی برای تیلور سویفت، بلکه برای تیم بازاریابی و استراتژی او نیز محسوب می‌شود که با درک نبض بازار و نیازهای مخاطب، توانستند بار دیگر یک آلبوم منتشر شده را به صدر بازگردانند. این پدیده، هرچند مستقیماً به سینما مربوط نمی‌شود، اما از منظر اقتصاد فرهنگ و قدرت ستاره‌ای در سرگرمی، درس‌های ارزشمندی برای صنعت فیلم نیز دارد؛ اینکه چگونه می‌توان با محتوای مکمل، نسخه‌های ویژه یا حتی بازنشر‌های هوشمندانه، حیات یک اثر هنری را تمدید کرد و مخاطب را مجدداً پای کار آورد. در جهانی که صنعت سرگرمی به شکل فزاینده‌ای به هم پیوسته است، موفقیت‌های اینچنینی نشان‌دهنده پتانسیل‌های نامحدود تعامل با مخاطب و نگه‌داشتن یک اثر در کانون توجه است.
به قلم پوریا افخمیمنبع: Variety
جیمز گان پیش از اکران «سوپرمن» به سراغ نگارش فیلم بعدی‌اش رفت؛ گمانه‌زنی‌ها آغاز شد
کارگردان۱۲ مهر ۱۴۰۵

جیمز گان پیش از اکران «سوپرمن» به سراغ نگارش فیلم بعدی‌اش رفت؛ گمانه‌زنی‌ها آغاز شد

جیمز گان، کارگردان و رئیس مشترک دی‌سی استودیوز، تأیید کرد که نگارش فیلم بعدی خود را آغاز کرده، این در حالی است که فیلم مورد انتظار «سوپرمن: مرد فردا» او هنوز چند سال با اکران فاصله دارد.

جیمز گان، چهرهٔ نام‌آشنای سینمای ابرقهرمانی و مدیر خلاقیت دی‌سی استودیوز، اخیراً در پلتفرم «تردز» (Threads) خبری را منتشر کرده که موجی از هیجان و گمانه‌زنی را در میان طرفداران سینما و کمیک‌بوک‌ها به راه انداخته است. او در پاسخ به پرسشی از سوی یکی از دنبال‌کنندگانش مبنی بر اینکه «آیا برای نوشتن فیلم بعدی‌ات آماده‌ای، جیمز، یا هنوز نه؟»، به‌صراحت پاسخ داده است: «همین حالا هم مشغولش هستم.» این تأیید زودهنگام نشان می‌دهد که گان با جدیت و برنامه‌ریزی دقیق، مشغول توسعهٔ پروژه‌های آیندهٔ دی‌سی است.,این خبر در حالی منتشر می‌شود که هنوز زمان زیادی تا اکران اولین فیلم او در قامت رئیس دی‌سی، یعنی «سوپرمن: مرد فردا» (Superman: Man of Tomorrow) باقی مانده است. این فیلم که قرار است در تاریخ ۹ ژوئیه ۲۰۲۷ (۱۸ تیر ۱۴۰۶) به روی پردهٔ سینماها برود، قرار است آغازگر فصل جدیدی برای دنیای سینمایی دی‌سی باشد و انتظارات بسیار زیادی از آن وجود دارد. آغاز به کار روی پروژهٔ بعدی پیش از اکران سوپرمن، بیانگر دیدگاه بلندمدت و استراتژیک گان برای این فرنچایز است.,ماهیت فیلم جدیدی که گان مشغول نگارش آن است، در هاله‌ای از ابهام قرار دارد و همین موضوع به گمانه‌زنی‌ها دامن زده است. با توجه به نقش او در بازسازی دنیای سینمایی دی‌سی، این احتمال وجود دارد که پروژهٔ بعدی نیز جزئی از این جهان بازسازی‌شده باشد. طرفداران کنجکاوند بدانند که آیا این فیلم نیز اثری ابرقهرمانی خواهد بود یا گان قصد دارد با پروژه‌ای کاملاً متفاوت، مخاطبان را غافلگیر کند. این اقدام نشان‌دهندهٔ انرژی و اشتیاق بالای گان برای روایت داستان‌های جدید و گسترش دنیای دی‌سی است، حتی در حالی که هنوز ثمرهٔ اولین گام بزرگش یعنی «سوپرمن» را مشاهده نکرده‌ایم.
به قلم پوریا افخمیمنبع: Variety
سریال۱۱ مهر ۱۴۰۵

آنابل والیس از معمای «یونابامبر» تا شایعهٔ عروسک آنابل: بازخوانی یک مصاحبهٔ جنجالی

آنابل والیس، بازیگر برجسته، در مصاحبه‌ای با هالیوود ریپورتر، از چالش‌های نقش‌آفرینی در سریال «یونابامبر» و گمانه‌زنی‌ها پیرامون آیندهٔ همکاری‌اش با جیمز وان سخن گفته، در حالی که اشاره‌ای به شایعهٔ وایرال شده دربارهٔ عروسک آنابل واقعی نیز داشت.

آنابل والیس، بازیگر توانمند بریتانیایی، که مخاطبان سینما و تلویزیون او را با نقش‌آفرینی‌های متنوعی به یاد می‌آورند، اخیراً در گفت‌وگویی اختصاصی با نشریهٔ معتبر هالیوود ریپورتر، ابعاد جدیدی از فعالیت‌های حرفه‌ای و حواشی پیرامون نامش را بازگو کرده است. این مصاحبه نه تنها به بررسی نقش محوری او در سریال «یونابامبر» (Manhunt: Unabomber) و پرسش‌های بنیادینی که این شخصیت برایش ایجاد کرده، می‌پردازد، بلکه گمانه‌زنی‌ها دربارهٔ همکاری مجددش با کارگردان مشهور ژانر وحشت، جیمز وان، را نیز مطرح می‌کند. یکی از جذاب‌ترین بخش‌های این گفت‌وگو، اشاره به سناریوهای احتمالی برای شخصیت گریس برگس در سریال محبوب «پیکی بلایندرز» (Peaky Blinders) است که والیس در آن ایفای نقش کرده بود. این بخش، به خصوص برای طرفداران سریال، فرصتی برای تأمل در مسیرهای داستانی ناگفته و ایده‌هایی است که می‌توانستند سرنوشت این شخصیت را تغییر دهند. این نوع خودبازتابی و بررسی «چه می‌شد اگر»ها، همواره برای علاقه‌مندان به دنیای سینما و تلویزیون که با شخصیت‌ها ارتباط عمیقی برقرار می‌کنند، جذابیت خاصی دارد. نکتهٔ قابل تأمل دیگر در این مصاحبه، به ماجرای یک داستان وایرال و دروغین بازمی‌گردد که ریشه در یک گفت‌وگوی قدیمی والیس با هالیوود ریپورتر داشته است. این داستان نادرست، که به سرعت در فضای مجازی منتشر شد، مدعی فرار عروسک آنابل واقعی از موزهٔ وارن در ایالت کنتیکت بود. این اتفاق، نه تنها نشان‌دهندهٔ قدرت انتشار اخبار جعلی در عصر دیجیتال است، بلکه ارتباط نام والیس با جهان وحشت – به خصوص با توجه به بازی او در فیلم «آنابل» (Annabelle) – و حساسیت مخاطب به چنین شایعاتی را برجسته می‌کند. والیس در این گفتگو شفاف‌سازی کرده که چگونه یک سوءتفاهم ساده توانست به چنین خبرسازی گسترده‌ای دامن بزند و بار دیگر، مرز باریک میان واقعیت و شایعه در عصر اطلاعات را یادآور می‌شود. این گفت‌وگو، در مجموع، تصویری جامع از آنابل والیس به عنوان بازیگری ارائه می‌دهد که نه تنها به عمق نقش‌هایش اهمیت می‌دهد، بلکه از حواشی پیرامون نام و فعالیت‌هایش نیز آگاه است. از چالش‌های روان‌شناختی در پرداختن به شخصیت‌های پیچیده گرفته تا مواجهه با سوءتفاهم‌های رسانه‌ای، والیس ثابت می‌کند که در دنیای پر زرق و برق سینما، تنها استعداد بازیگری کافی نیست و توانایی مدیریت تصویر عمومی نیز از اهمیت بالایی برخوردار است.
به قلم پوریا افخمیمنبع: The Hollywood Reporter
سریال انیمیشنی «رون‌اسکیپ» در دست ساخت؛ دنیای گیه‌لینور راهی پرده نمایش می‌شود
سریال۱۱ مهر ۱۴۰۵

سریال انیمیشنی «رون‌اسکیپ» در دست ساخت؛ دنیای گیه‌لینور راهی پرده نمایش می‌شود

استودیوی لیریکال انیمیشن با همکاری خالق محبوب «مویست‌کریتیکال» و توسعه‌دهنده بازی جَگِکس، در حال ساخت یک سریال انیمیشنی بر اساس بازی ویدیویی مشهور «رون‌اسکیپ» است.

جامعهٔ وسیع طرفداران بازی‌های ویدیویی اکنون باید منتظر خبری هیجان‌انگیز باشند؛ استودیوی لیریکال انیمیشن (Lyrical Animation) در حال توسعه یک سریال انیمیشنی بلندپروازانه، بر اساس دنیای فانتزی محبوب «رون‌اسکیپ» (RuneScape) است. این پروژه با مشارکت چارلی «مویست‌کریتیکال» وایت، خالق محتوای پرطرفدار، و شرکت جَگِکس (Jagex)، توسعه‌دهندهٔ اصلی بازی، شکل گرفته است. جان بلامی، مدیرعامل لیریکال انیمیشن، این خبر را در جریان رویداد رون‌فست (RuneFest) در بیرمنگام انگلستان اعلام کرد که نشان از اهمیت و جایگاه این پروژه در برنامه‌های آتی این استودیو دارد. این سریال انیمیشنی قرار است دنیای گسترده و پرجزییات گیه‌لینور (Gielinor) را به صفحه نمایش آورد و تجربه‌ای نوین از روایت داستانی را به طرفداران قدیمی و مخاطبان جدید ارائه دهد. تبدیل بازی‌های ویدیویی به فرمت‌های بصری سینمایی و تلویزیونی، روندی است که طی سال‌های اخیر شاهد رشد چشمگیری بوده و موفقیت‌هایی چون «آرکین» (Arcane) و «سایبرپانک: اج‌رانرز» (Cyberpunk: Edgerunners) گواهی بر پتانسیل بالای این اقتباس‌ها هستند. با توجه به سابقه غنی و جهان‌سازی عمیق «رون‌اسکیپ»، انتظار می‌رود این سریال بتواند ابعاد جدیدی از داستان‌سرایی را در بستر انیمیشن به نمایش بگذارد. ورود به صنعت سریال‌های انیمیشنی با الهام از بازی‌ها، گام مهمی در استراتژی جدید جَگِکس برای گسترش برند «رون‌اسکیپ» فراتر از مدیوم اصلی خود محسوب می‌شود. این اقدام نه تنها می‌تواند به جذب مخاطبان جدید کمک کند، بلکه فرصتی برای روایت داستان‌هایی خارج از محدودیت‌های گیم‌پلی فراهم می‌آورد که ممکن است برای طرفداران سرسخت بازی نیز تازگی داشته باشد. همکاری با چهره‌ای شناخته شده مانند «مویست‌کریتیکال» نیز می‌تواند تضمین‌کننده ارتباط موثر با جامعه گیمرها و جلب توجه گسترده باشد و به این پروژه بُعدی فراتر از یک اقتباس صرف ببخشد.
به قلم پوریا افخمیمنبع: Variety
دفاع تمام‌قد گی‌یرمو دل تورو از فیلم جنجالی اینیاریتو: اثری جسور و پیچیده
کارگردان۱۱ مهر ۱۴۰۵

دفاع تمام‌قد گی‌یرمو دل تورو از فیلم جنجالی اینیاریتو: اثری جسور و پیچیده

گی‌یرمو دل تورو، کارگردان نام‌آشنا، با حمایت قاطع از فیلم اخیر اینیاریتو، آن را اثری جسورانه، جاه‌طلبانه و از نظر سینمایی پیچیده توصیف کرد و به انتقادات واکنش نشان داد.

گی‌یرمو دل تورو، فیلم‌ساز مکزیکی برنده اسکار، به شکلی علنی و قاطع از تازه‌ترین ساخته هموطن خود، آلخاندرو جی. اینیاریتو، دفاع کرده است. این موضع‌گیری دل تورو در آستانه اکران عمومی فیلم اینیاریتو صورت گرفته و او با انتشار پستی در شبکه اجتماعی X (توییتر سابق)، منتقدان اثر را مورد خطاب قرار داده است. دل تورو که خود به خاطر آثار فانتزی و متمایزش شناخته می‌شود، از فیلم اینیاریتو با عناوینی چون «جسورانه، جاه‌طلبانه و از نظر سینمایی پیچیده» یاد کرده است؛ عنوانی که نشان از دیدگاه متفاوت او نسبت به برخی نقدهای اولیه دارد و می‌تواند بحث‌های پیرامون این فیلم را داغ‌تر کند. این حمایت در واکنش به نقدی با عنوان «عنوان کاملاً کوته‌بینانه» (Entirely Petty headline) درباره این کمدی سیاه درجه R از برادران وارنر صورت گرفت. دل تورو با تأکید بر اینکه «چه این فیلم را دوست داشته باشید، چه نداشته باشید، و بله من آن را دوست دارم»، نشان داد که فارغ از سلیقه شخصی، به ارزش هنری و جسارت فیلم اینیاریتو باور دارد. این نوع دفاع از آثار دیگر فیلم‌سازان در جامعه سینمایی رایج است، اما واکنش قاطع و علنی دل تورو به این شکل، اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند و می‌تواند توجهات را بیش از پیش به سمت فیلم مورد نظر جلب کند. واکنش‌های اولیه به فیلم اینیاریتو در جشنواره‌های سینمایی، به ویژه ونیز، متفاوت و قطبی بوده است. برخی منتقدان آن را اثری خودشیفته و متکلف خوانده‌اند، در حالی که برخی دیگر از جسارت فرمی و محتوایی آن تمجید کرده‌اند. دفاع دل تورو نه تنها می‌تواند وزنه‌ای در جهت حمایت از فیلم باشد، بلکه خود نشان‌دهنده بحث‌های عمیق‌تری است که درباره ماهیت سینمای هنری و تجربی در جریان است. به نظر می‌رسد این فیلم با همه حواشی‌اش، قرار است به یکی از آثار بحث‌برانگیز سال تبدیل شود و واکنش‌های بیشتر سینماگران و مخاطبان را در پی داشته باشد.
به قلم پوریا افخمیمنبع: Variety
باکس‌آفیس۱۱ مهر ۱۴۰۵

حمایت قاطع تام کروز از «حفار» ایناریتو در بحبوحهٔ ناکامی گیشه: «به آنچه ساختیم افتخار می‌کنم»

در شرایطی که فیلم پرهزینهٔ «حفار» به کارگردانی الخاندرو جی. ایناریتو در گیشه با چالش روبروست، تام کروز، تهیه‌کنندهٔ اثر، حمایت بی‌دریغ خود را از این پروژه اعلام کرد.

در دنیای پررقابت هالیوود، جایی که موفقیت گیشه اغلب حرف اول را می‌زند، مشاهدهٔ حمایت یک ستارهٔ بزرگ از پروژه‌ای که در آغاز راه با دشواری مواجه شده، اتفاقی قابل تأمل است. فیلم «حفار» (Digger)، جدیدترین ساختهٔ الخاندرو جی. ایناریتو، کارگردان صاحب‌نام برندهٔ اسکار، در نخستین هفتهٔ اکران خود با استقبال سردی از سوی مخاطبان روبرو شده و نتوانسته انتظارات مالی استودیوی برادران وارنر را برآورده کند. این فیلم که با بودجه‌ای کلان و با حضور تیمی از استعدادهای درخشان ساخته شده، از همان ابتدا مورد توجه قرار داشت، به ویژه به دلیل بازگشت ایناریتو به ساختارشکنی‌های روایی و سبک بصری منحصر به فردش. با این حال، اعداد و ارقام گیشه حکایت از داستانی متفاوت دارند و این پروژه را در وضعیتی چالش‌برانگیز قرار داده‌اند که آیندهٔ آن را در هاله‌ای از ابهام فرو برده است. در همین راستا، تام کروز، که علاوه بر بازیگری، نقش مهمی در تولید این اثر ایفا کرده است، با قاطعیت از «حفار» دفاع کرد. او در واکنش به گزارش‌ها دربارهٔ عملکرد ضعیف فیلم در گیشه، اظهار داشت: «من به آنچه خلق کردیم، بسیار افتخار می‌کنم. این یک اثر هنری جسورانه و مهم است که می‌دانم با گذشت زمان ارزشش بیشتر درک خواهد شد.» این حمایت نشان‌دهندهٔ تعهد کروز به چشم‌انداز هنری فیلم و تلاش برای جلب اعتماد مخاطبان در شرایطی دشوار است، رویکردی که می‌تواند برای بقای یک اثر سینمایی در بازار رقابتی امروز حیاتی باشد. تأکید کروز بر «افتخار» به دستاورد هنری، در تضاد با تمرکز صرف بر معیارهای تجاری گیشه، پیامی مهم به صنعت و مخاطبان می‌دهد: گاهی اوقات، ارزش یک فیلم فراتر از درآمدهای کوتاه‌مدت آن است. باید دید آیا این حمایت قدرتمندانه از سوی یکی از پرنفوذترین چهره‌های هالیوود می‌تواند سرنوشت «حفار» را تغییر دهد و نگاه‌ها را دوباره به سوی کیفیت هنری آن معطوف سازد، یا خیر. این مورد می‌تواند به یک مطالعهٔ موردی جالب در رابطه با تأثیرگذاری حمایت چهره‌های سرشناس بر عملکرد یک فیلم در گیشه تبدیل شود.
به قلم پوریا افخمیمنبع: The Hollywood Reporter
تونی گیلروی: ادغام پارامونت و برادران وارنر صنعت سینما را نابود می‌کند
صنعت سینما۱۱ مهر ۱۴۰۵

تونی گیلروی: ادغام پارامونت و برادران وارنر صنعت سینما را نابود می‌کند

تونی گیلروی، فیلمساز سرشناس، در واکنش به شایعات ادغام پارامونت و برادران وارنر، این اتفاق را «تراژیک» خوانده و معتقد است که این اقدام به بهانهٔ سرمایه‌داری، یک تجارت سالم و زیبا را از بین خواهد برد.

تونی گیلروی، فیلمنامه‌نویس و کارگردان نامی هالیوود، در حاشیهٔ اولین نمایش جهانی جدیدترین ساخته‌اش با عنوان «هیولا!» (Behemoth!)، به شدت از احتمال ادغام دو غول سینمایی، یعنی پارامونت و برادران وارنر، انتقاد کرد. او این رویداد بالقوه را «تراژیک» خواند و هشدار داد که این حرکت، با هدف منفعت سرمایه‌داران، یک «تجارت سالم و زیبا» را نابود خواهد ساخت. این اظهارنظر گیلروی، که سابقهٔ درخشانی در ساخت آثار تحسین‌شده‌ای چون «مایکل کلیتون» دارد، نگرانی‌های جدی‌تری را در مورد آیندهٔ هالیوود و سینمای مستقل مطرح می‌کند. فیلم جدید گیلروی، «هیولا!» که با بودجه‌ای ۳۶ میلیون دلاری ساخته شده، نمادی از همان نوع درام‌های میان‌بودجه و بزرگسالانه‌ای است که روزگاری ستون فقرات تجارت سینمایی هالیوود را تشکیل می‌دادند. این آثار نه تنها سودآوری قابل توجهی برای استودیوها داشتند، بلکه بستری برای ظهور و درخشش فیلمسازانی چون گیلروی فراهم می‌آوردند تا نامی برای خود در صنعت سینما دست و پا کنند. چنین فیلم‌هایی، با تکیه بر داستان‌گویی قوی و شخصیت‌پردازی عمیق، مخاطبان را به سینماها می‌کشاندند و تنوع و غنای فرهنگی صنعت فیلم را تضمین می‌کردند. دیدگاه تونی گیلروی بازتابی از نگرانی‌های رو به رشد در میان سینماگران و منتقدان است که معتقدند تمرکز بیش از حد بر بلاک‌باسترهای پرفروش و فرنچایزهای بزرگ، به تدریج جایگاه فیلم‌های متوسط و هنری را در سینمای جریان اصلی تضعیف کرده است. او معتقد است که حرکت به سمت ادغام‌های بزرگتر، به جای ایجاد فرصت‌های جدید، بیشتر به نفع ساختارهای عظیم شرکتی است تا خلاقیت و نوآوری هنری. این موضوع می‌تواند به کاهش تنوع محتوایی و از بین رفتن فرصت‌هایی برای فیلمسازانی منجر شود که قصد دارند آثاری با رویکرد متفاوت و عمیق‌تر ارائه دهند. این نوع ادغام‌ها که اغلب با توجیه افزایش کارایی و رقابت‌پذیری صورت می‌گیرد، در عمل می‌تواند به انحصار و کاهش رقابت منجر شود. گیلروی به صراحت اعلام می‌کند که این تصمیمات، به نام «سرمایه‌داری مخاطره‌آمیز»، هویت و اصالت صنعت فیلم را زیر سوال می‌برد. او با این موضع‌گیری، نه تنها از فیلم خود بلکه از یک مدل کسب‌وکار سینمایی دفاع می‌کند که اجازه می‌دهد داستان‌های متنوعی به تصویر کشیده شوند و فیلمسازان با دیدگاه‌های مختلف، فرصت بیان پیدا کنند. این اظهارات در زمانه‌ای که آیندهٔ استودیوهای سنتی هالیوود در حال دگرگونی است، اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند.
به قلم پوریا افخمیمنبع: Variety
«جسم و سوخت» پیر لو گال، برنده جایزه چشم طلایی زوریخ؛ روایتی شورانگیز از عشق در سینمای فرانسه
جشنواره۱۱ مهر ۱۴۰۵

«جسم و سوخت» پیر لو گال، برنده جایزه چشم طلایی زوریخ؛ روایتی شورانگیز از عشق در سینمای فرانسه

فیلم "جسم و سوخت" ساخته پیر لو گال، کارگردان فرانسوی، که پیش‌تر در بخش هفته منتقدان جشنواره کن درخشیده بود، موفق به کسب جایزه "چشم طلایی" بهترین فیلم در بیست و دومین جشنواره فیلم زوریخ شد.

فیلم «جسم و سوخت» (Flesh and Fuel) ساخته پیر لو گال، کارگردان برجسته فرانسوی، که روایتی شورانگیز از یک داستان عاشقانه را به تصویر می‌کشد، در رقابت‌های بیست و دومین جشنواره فیلم زوریخ خوش درخشید. این اثر سینمایی که اولین نمایش جهانی خود را در بخش معتبر هفته منتقدان جشنواره کن تجربه کرده بود، توانست جایزه اصلی "چشم طلایی" بهترین فیلم را از آن خود کند. این موفقیت، جایگاه لو گال را در میان فیلمسازان اروپایی بیش از پیش تثبیت می‌کند و مهر تاییدی بر توانایی او در خلق داستان‌های عمیق و پرکشش است. پیر لو گال، که پیش از این نیز با آثار خود نظر منتقدان را به خود جلب کرده بود، با «جسم و سوخت» گامی دیگر در مسیر فیلمسازی خود برداشته است. "جسم و سوخت" با ساختاری که از سینمای هنری اروپا و به‌ویژه فرانسه نشأت می‌گیرد، به کاوش در پیچیدگی‌های روابط انسانی و ابعاد عمیق عشق می‌پردازد. این فیلم نه تنها از نظر بصری تجربه‌ای غنی را ارائه می‌دهد، بلکه با پرداختن به مضامین جهان‌شمول، توانسته ارتباط عمیقی با مخاطبان برقرار کند و تحسین داوران جشنواره زوریخ را نیز برانگیزد. جشنواره فیلم زوریخ، به عنوان یکی از رویدادهای مهم سینمایی در اروپا، هر ساله بستری برای معرفی استعدادهای جدید و تجلیل از آثار برجسته فراهم می‌آورد. جایزه "چشم طلایی" برای بهترین فیلم، نمادی از کیفیت و نوآوری در سینماست و دریافت آن توسط «جسم و سوخت» نشان‌دهنده ارزش هنری بالای این اثر است. این موفقیت، ضمن ارج نهادن به تلاش‌های تیم سازنده، به شهرت بین‌المللی فیلم می‌افزاید و راه را برای حضورهای قدرتمندتر در جشنواره‌های آتی و اکران‌های جهانی هموار می‌سازد. در بخش مستند این جشنواره نیز، جایزه "چشم طلایی" به فیلم «باکس هاربر» (Bucks Harbor) ساخته پیت مولر تعلق گرفت. این مستند که پیش از این در بخش پانورامای جشنواره فیلم برلین به نمایش درآمده بود، موفق شد با نگاهی عمیق و ساختاری جذاب، نظر هیئت داوران را به خود جلب کند. این دستاوردها، به غنای جشنواره زوریخ می‌افزایند و تنوع ژانرها و سبک‌های سینمایی را در این رویداد مهم نشان می‌دهند.
به قلم پوریا افخمیمنبع: Variety
بازیگران «وریتی» کتاب‌های محبوب خود را افشا کردند: از ادبیات تا پرده نقره‌ای
فیلم۱۱ مهر ۱۴۰۵

بازیگران «وریتی» کتاب‌های محبوب خود را افشا کردند: از ادبیات تا پرده نقره‌ای

با اکران موفقیت‌آمیز اقتباس سینمایی رمان پرفروش «وریتی» از کالین هوور، بازیگران اصلی فیلم در گفت‌وگویی اختصاصی با آمازون نیوز، از کتاب‌های محبوبشان پرده برداشتند.

اقتباس سینمایی هیجان‌انگیز «وریتی»، بر پایه رمان پرفروش کالین هوور، این روزها در سینماها به نمایش درآمده و بر اساس پیش‌بینی‌ها، می‌تواند جدیدترین موفقیت این نویسنده در گیشه باشد که به صدر جدول فروش می‌رسد. هوور پیش از این نیز با آثارش ثابت کرده که پتانسیل بالایی برای جذب مخاطب سینما دارد و این فیلم نیز از این قاعده مستثنی نیست و به نظر می‌رسد موج جدیدی از اقتباس‌های ادبی را به دنبال داشته باشد. در همین راستا، بازیگران اصلی این تریلر رمانتیک که شامل نام‌های شناخته‌شده‌ای همچون جاش هارتنت و آن هاتاوی می‌شوند، در گفت‌وگویی اختصاصی با آمازون نیوز که کلیپ آن توسط ورایتی منتشر شده، درباره کتاب‌های مورد علاقه خود صحبت کرده‌اند. این نوع از تعامل با مخاطب، نشان‌دهندهٔ ارتباط عمیق‌تر میان دنیای ادبیات و سینما است و کنجکاوی طرفداران را برای شناخت ذائقهٔ فرهنگی ستاره‌های محبوبشان برمی‌انگیزد. اینکه بازیگران یک اثر اقتباسی، علایق مطالعاتی خود را با عموم به اشتراک می‌گذارند، رویکردی جذاب برای ایجاد پل ارتباطی بین مخاطبان کتاب‌خوان و علاقه‌مندان به سینماست. با توجه به ژانر تریلر رمانتیک «وریتی»، احتمالا انتخاب‌های آنها نیز شامل آثاری از همین دست یا رمان‌هایی با محتوای عمیق روانشناختی و درام خواهد بود که می‌تواند سرنخ‌هایی از روحیات و انتخاب‌های هنری این بازیگران به دست دهد. این گفت‌وگوها نه تنها ارزش خبری دارند، بلکه به نوعی مکمل روایت داستانی فیلم نیز محسوب می‌شوند.
به قلم پوریا افخمیمنبع: Variety
باکس‌آفیس۱۱ مهر ۱۴۰۵

فاجعهٔ گیشه برای «دیگر» تام کروز: فیلم جدیدش با افتضاحی ۲۰ ساله مواجه شد

جدیدترین اثر تام کروز، «دیگر»، که یک کمدی سیاه پرهزینه از برادران وارنر است، نتوانست انتظارات گیشه را برآورده کند و با افتتاحیه‌ای کمتر از ۱۰ میلیون دلار، به یکی از بدترین شروع‌های دوران حرفه‌ای کروز در تقریباً دو دهه اخیر تبدیل شد. این در حالی است که فیلم «وریتی» گیشه را در اختیار گرفته است.

جدیدترین پروژهٔ سینمایی تام کروز، «دیگر» (Digger)، که به عنوان یک کمدی سیاه پرهزینه از سوی کمپانی برادران وارنر معرفی شده بود، با یک شکست تجاری بزرگ در گیشه مواجه شده است. این فیلم در هفتهٔ افتتاحیهٔ خود تنها موفق به کسب رقمی کمتر از ۱۰ میلیون دلار شد که این میزان فروش، آن را به یکی از ضعیف‌ترین افتتاحیه‌های کارنامهٔ کروز در نزدیک به دو دهه اخیر تبدیل می‌کند. این عملکرد ناامیدکننده، به ویژه با توجه به شهرت کروز به عنوان یکی از ستاره‌های تضمین‌شدهٔ گیشه، پرسش‌هایی جدی را دربارهٔ انتخاب‌های اخیر و قدرت ستاره‌ای او در ژانرهای خارج از اکشن مطرح می‌سازد. این اتفاق در حالی رخ می‌دهد که فیلم «وریتی» (Verity) توانسته است صدرنشین گیشه شود و توجه مخاطبان را به خود جلب کند. شکست «دیگر» برای استودیوی برادران وارنر که سرمایه‌گذاری قابل توجهی روی این فیلم کرده بود، یک ضربهٔ مالی محسوب می‌شود. هزینه‌های بالای تولید برای یک کمدی سیاه، حتی با حضور یک ستارهٔ طراز اول مانند کروز، ریسک‌های خاص خود را دارد که در این مورد به وضوح به ثمر نرسیده است. معمولاً کروز با فیلم‌هایی نظیر «تاپ گان: ماوریک» یا سری «ماموریت: غیرممکن» به موفقیت‌های چشمگیری دست می‌یابد که به فروش بالای صدها میلیون دلاری منجر می‌شوند، اما «دیگر» مسیر متفاوتی را در پیش گرفته است. این نتیجه نه تنها برای تام کروز، بلکه برای برادران وارنر نیز زنگ خطری جدی است. در سالی که هالیوود با چالش‌های متعددی در جذب مخاطب به سالن‌های سینما روبه‌روست، عملکرد ضعیف یک پروژهٔ بزرگ با ستاره‌ای شناخته‌شده، نگرانی‌ها را تشدید می‌کند. تحلیلگران سینمایی اکنون در حال بررسی این هستند که آیا مخاطبان از فرمول‌های رایج خسته شده‌اند یا این فیلم خاص نتوانسته است آنگونه که باید با تماشاگر ارتباط برقرار کند. گویی «دیگر» نتوانسته در میان رقابت تنگاتنگ فیلم‌های دیگر، جایگاهی برای خود در دل مخاطبان سینما باز کند و این به معنای یک شکست کامل در گیشه است.
به قلم پوریا افخمیمنبع: The Hollywood Reporter